متن خبر:
در حالی به استقبال نوروز این آیین کهن و باستانی ایران زمین میرویم که تنی زخمی، ذهنی خسته و کوله باری از ابهام و نگرانی را از سال 1404 با خود به یادگار به سال 1405 می بریم.
نوروزی که چه در سال 1404 و چه در طول تاریخ پس از هزاران هزار حادثه و جنگ های بزرگ و کوچک همچنان در دل ما ایرانیان زنده ست و نماد سرزندگی و امید به آینده و زندگی بهتر می باشد گویی که پس از هر خزان پاییز و هر سرمای زمستانی می شود منتظر بهاری زیبا و رویش مجدد زندگی باشیم.
سال 1404 سالی شد عجیب و ترسناک و فراموش نشدی. سالی که در آغازش فاجعه اسکله ی شهید رجایی بندرعباس را پشت سرگذاشتیم و پس از آن خود را در خرداد جنگ زده دیدیم؛ هنوز با نگرانی از خشکسالی شدید و فرونشست زمین کنار نیامده بودیم که آتش سوزی جنگل های هیرکانی آتش به جانمان زد.
و اما... آه از دی ماه خونین و آن همه جان های از دست رفته و داغ های بر دل نشسته...
و باز هم جنگ...
امروز در کم رمق ترین و بی حوصله ترین نسخه نوروز به استقبال آن میرویم و با قلبی آکنده از غم و بغضی نشسته بر گلو در آغوش می کشانیمش با آرزوی اینکه شاید دیگر جنگی نباشد، داغی نباشد، غم نان و قطعی اینترنت نباشد، تعطیلی گاه و بی گاه مدارس و بیکاری ناشی از سقوط اقتصاد و در پی آن تعطیلی کسب و کارها نباشد و نباشد این همه نگرانی و اضطراب و ترس... و هزاران هزار آرزوی دیگری که در گوشه ی دل همهی ما به انتظار برآورده شدن خاک می خورد.
و شاید در سال 1405 بتوانیم ایرانمان را همانگونه که دوست داریم و همیشه رویایش را داشتیم ببینیم.
به امید روزهای روشن و آبادی میهن مان ایران
شاهرخ نوروزی نژاد